يادداشت هاي موسيو بهلر از جغرافياي رشت و انزلي

اشاره: بهلر از فرانسویانی است که در زمان صدارت امیرکبیر به استخدام دار الفنون درآمد. وی که فارغ التحصیل مدرسه عالی پلی تکنیک پاریس بود دار الفنون به تدریس ریاضیات پرداخت. از آنجا که خدمات صمیمانه او مورد توجه قرار گرفت پس از چندی به مقام سرتیپی ارتش ایران در دوران ناصری برگزیده شد. وی که برای بازرسی به نقاط مختلف ایران سفر کرده یادداشتهای سفر خود را نوشته و منتشر ساخته است. در این سفرنامه بهلر اطلاعات جالبی از جغرافیای هرمنطقه به دست می دهد.

سفرنامه بهلر که به جغرافیای رشت و مازندران معروف است در همان زمان به وسیله دو تن از مترجمان به نامهای عبد الرسول خان و جعفر قلی خان به فارسی برگردانده شد. قطعاتی که در اینجا نقل می شود از نسخه ای انتخاب شده که به سال ۱۳۵۶ به کوشش علی اکبر خداپرست توسط انتشارات توس انتشار یافته است:

رشت شهری است بزرگ که دار الحکومه گیلان است و دو قونسول در آنجا می باشند: یکی موسیو مکنزی، قونسول دولت انگلیس است و دیگری تنک بوفسکی که قونسول دولت بهیه روس است. و چون دولت فرانسه در آنجا قونسول ندارد، امورات اتباع آن دولت با قونسول روس است … رشت تخمینا مشتمل است بر پنج هزار خانوار و حاکم آنجا مجد الدوله است.

در آن شهر عمارتی است دولتی که اکنون مخروبه و به هیچوجه قابل تعمیر نیست و هرگاه بخواهند عمارت مذکور را تعمیر کنند به طور یقین خرج آن بیشتر از نو ساختن آنجا خواهد شد، و اکثر از مصالح آنجا را از قبیل مرمر و پنجره و غیره، حاکم و مباشرین کنده اند و در عمارتی که برای خود ساخته به مصرف رسانیده اند!

مختصر آنکه در آن عمارت وسیع جای بسیار مختصری حاکم به جهت نشیمن خود قرار داده است و در زمانی که فی الجمله باد وزیدن کند، اگر کسی بخواهد حاکم را ملاقات کند و در نزد او برود، نهایت واهمه و ترس از این دارد که مبادا از سفال و آجر آن عمارت بر سر و مغز او بریزد و هلاک شود …

در طرف شرقی آن عمارات یک بالاخانه کوچک خرابی است که محل نقاره خانه می باشد و به قدر هشتاد تومان به مصرف ساختن آنجا رسیده، دیگر معلوم نشد که به خرج دیوان چقدر آمده و محسوب داشته اند.

گیلان عموما مملکت پرمنفعتی است و از قبیل ماهی و برنج و زیتون و ابریشم و اشپل ماهی در آن وفور دارد و درختهای جنگلی میوه دار و غیره، در آن بسیار است و خانه های رشت تفاوت بسیار با خانه های سایر ممالک ایران دارد. مثل آن که خانه های رشت جمیعا از چوب و تخته است و دومرتبه ساخته شده است و سفال پوش می باشد و اطراف آن غلام گردش چوبی دارد و طره های بلند از چوب بر آن عمارات کوبیده اند. اکثر اوقات شدت گرمای هوای رشت مقدار بیست و هشت درجه و نهایت کمی آن یک درجه است، و قوت شدت باد در رشت مثل نسبت یک است به هزار و صد و نهایت کمی آن مثل چهار است به بیست و چهار! و طرف باد اغلب شمال و مابین مشرق و شمال است. و در یک سالی اتفاق چنین افتاد که یک صد و هیجده روز بارندگی شد. سی روز آن هرروزی نیم ساعت می بارید و هشتاد و هشت روز دیگر را هر شب تمام بارندگی شد بیشتر از نیم ساعت. و در عرض آن سال ملاحظه کردند شش روز برف و باران با یکدیگر مخلوط می بارید و به همین نسبت در عرض سال بارندگی در آن مملکت می شود. و ناخوشی مدامی که در آن ولایت است بدین موجب است که اظهار می شود: وجع المفاصل، فتق، رطوبت معده، استسقاء، طپش قلب، اندروب، جرب یابس، درد دندان و از این قبیل الی غیر النهایه! و ناخوشیهائی که در آنجا استمراری ندارد و برحسب اتفاق و ندرت واقع می شود از قرار تفصیل ذیل است: سوزنک، کوفت، شقاقلوس، خوره، افلیج، بواسیر، ناخوشیهای صرع و جوع. از اینها گذشته ناخوشی نوبه و تب و لرز همیشه اوقات در این شهر فراوان است و این مرض موقوف و بسته به گرمی هوا می باشد. هرقدر هوا گرمتر می شود نوبه فراوانتر و بیشتر است، و درد گوش زیادتر است از درد چشم.

انزلی بندری است مشتمل بر سیصد خانوار. و نهایت عرض مرداب از انتهای رود پیره بازار الی انزلی سه فرسخ و نهایت طول آن از مابین مشرق و جنوب و مابین شمال و مغرب تقریبا پنج فرسخ و نیم است. و نهایت عمق مرداب مذکور از یک ذرع و نیم است الی دو ذرع و اکثر جاهای آن از یک چاریک است الی یک ذرع. و اطراف آن جمیعا نیزار و بومش باتلاق است …

در انزلی عمارت خوش بنای سلطانی می باشد ولی قدری رو به انهدام گذاشته و سفالهای آنجا ریخته شده است و هروقت باران می آید از سقف آن آب می ریزد. و هرگاه این اوقات در آنجا تعمیری نشود به کلی خراب خواهد شد … توپخانه که در پشت عمارت سلطانی انزلی است، هشت عراده توپ دارد شش پوند، شش عراده دوازده پوند، یک عراده هیجده پوند، یک عراده … و نیز در رشت یک عراده توپ دیگر است که او نیز شش پوند است. و توپهای مزبور به قدر صد نفر توپچی دارد که به هیچوجه آنها در کار و عمل خود مراقبت ندارند. چنان که وقتی که کشتی دولتی روس به لنگرگاه می رسد، توپشان سلام می دهد و این توپچیان بعد از نیم ساعت جواب توپ سلام او را می دهند. و بدین واسطه چنان شهرت کرده است که توپچیان انزلی باروت ندارند و بعد از شنیدن صدای توپ برای جواب به بازار رفته، باروت می خرند.و این معنی بسیار خلاف است.

زیرا که در قورخانه انزلی باروت به قدر کفایت موجود دارد و سبب تأخیر جواب به واسطه عدم مواظبت و مراقبت توپچیان است و این فقره خلاف قانون وزاکون[۶۵۶] دولت است، تا زود است باید رفع این حرفها و بدنامی را نمود. و این توپچیان نیز بسیار ناقابل و بدتربیت می باشند … و بیشتر از آن توپچیان علیل و ناخوش بودند و در آن مدتی که کمترین در آنجا بود به قدر ده نفر بل متجاوز تلف شدند.

علاوه بر توپچیان آنجا قریب پانصد ششصد نفر تفنگچی طالش به جهت محافظت کنار فرضه، از دیوان همایون اعلی مواجب دارند ولی هرگز در سر خدمت آنجا حاضر نبوده و به هیچوجه به کار قراولی آن محل نمی آیند و در حقیقت پول بی مصرفی دولت به آنها می دهد و این اغتشاش و بی نظمی در آنجا همیشگی و دائمی است. زیرا که حاکم گیلان به واسطه بعضی مداخلات و ملاحظات به هیچوجه مواظبت در امور آنجا ندارد …

توپچیان و اهل نظام آنجا به هیچوجه اسلحه و لباس ندارند و به نوعی حرکت می نمایند و راه می روند که احدی نمی تواند آنها را از گدا و سائل فرق و تمیز دهد. و برای گذران خود تمام اسباب و ملزوماتی که داشته اند به گرو گذاشته اند. زیرا که مدتی است که جیره و مواجب به آنها نرسیده است و باقر سلطان نام که توپچیان آنجا به او سپرده می باشند، نهایت بدسلوکی را به آنها می نماید و با آن که از عمل نظام به کلی بی خبر است در احوال آنها به هیچوجه مراقبت ندارد.

منبع:‌ کتاب گیلان، به سرپرستی ابراهیم اصلاح عربانی؛ ویراستار هوشنگ مدنی، تهران: گروه پژوهشگران ایران، ۱۳۷۴. ج ۱، ص: ۶۶۳

 

س‍ف‍رن‍ام‍ه‌ ب‍ه‍ل‍ر : (ج‍غ‍راف‍ی‍ای‌ رش‍ت‌ و م‍ازن‍دران در زمان سلطنت ناصر‌الدین شاه قاجار)

لینک دانلود کتاب

در مورد احوالات موسیو بوهلر اطلاع دقیقی در دست نیست جز آنکه می دانیم این فرانسوی از دیپلمه های مدرسه پلی تکنیک پاریس بود و از جمله معلمانی بود که پس از تاسیس دارالفنون به استخدام دولت ایران درآمد و از سال ۱۲۶۹ معلم مهندسی مدرسه شد . بواسطه تبحرش در حساب و هندسه و نقشه کشی و اردوکشی و در انجام خدمات صادقانه اش از رتبه معلمی به مقام سرتیپی ارتش ایران برگزیده شد و از جانب دولت ایران به ماموریتهایی اعزام شد تا در مورد احداث پادگانها و قلاع دفاعی در نواحی مختلف کشور مطالعاتی را انجام دهد. “سفرنامه گیلان و مازندران” ماحصل ماموریتی است که بدین منظور به این دو ناحیه داشته و شرح سفر وی به این دو منطقه است. بوهلر با نثری ساده و به دور از تکلف به بررسی جغرافیایی این دو ناحیه پرداخته و در جوار آن به بررسی مسایل اجتماعی و تا حدی مردم شناسی این دو ناحیه پرداخته و در مجموع اثری خواندنی و قابل استفاده را تالیف نموده است که اوضاع جغرافیایی و اجتماعی این دو خطه را در اوایل دوره ناصری پیش روی خواننده قرار می دهد.