میان گذشته و آیندۀ هانا آرنت

بحران های پیچیده جهان معاصر از نگاه یک فیلسوف و نظریه پرداز سیاسی

سعید مقدم

مترجم کتاب

هانا آرنت در سال ۱۹۰۶ در لیندن واقع در نزدیکی شهر هانوفر آلمان، در خانواده ای یهودی-آلمانی به دنیا آمد. پس از به پایان رساندن دوره متوسطه، در دانشگاه ماربورگ به تحصیل فلسفه، الهیات و زبان یونانی پرداخت. در همین دوران بود که با مارتین هایدگر استاد فلسفه خود رابطه نزدیک و عاشقانه ای برقرار کرد. این رابطه به سبب تاهل هایدگر قطع شد و هانا در سال ۱۹۲۶ برای آماده سازی پایان نامه دکترای خود به هایدلبرگ، نزد روانشناس و فیلسوف اگزیستانسیالیست مشهور آلمانی کارل یاسپرس رفت و رساله خود را با عنوان «مفهوم عشق نزد آگوستین قدیس» نزد او به پایان برد. اما به خاطر تبار یهودی خود اجازه تدریس در دانشگاه را نیافت.

در سال ۱۹۲۶ با نخستین همسر خود گونتر اشترن فیلسوف آلمانی که بعدها نام خود را به آندرسن تغییر داد ازدواج کرد و با او به برلین رفت.(هشت سال بعد، در ۱۹۳۷ از او جدا شد) هنگام به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان در اوت ۱۹۳۳، هانا آرنت مشغول تحقیق درباره ریشه های یهود ستیزی بود. به همین خاطر یکی از اولین روشنفکران یهودی بود که تحت پیگرد و آزار گشتاپو قرار گرفت و مجبور شد به پاریس بگریزد. در مدتی که در فرانسه بود با والتر بنیامین منتقد ادبی و فیلسوف مشهور آشنا شد. در سال ۱۹۴۰ با هاینریش بلوشر، شاعر و فیلسوف مارکسیست آلمانی، ازدواج کرد و با اشغال فرانسه به دست نازی ها در سال ۱۹۴۱ به همراه همسرش به آمریکا گریخت. در آمریکا چندی در انجمن یهودیان آلمانی فعالیت می کرد، اما پس از مدت کوتاهی این قبیل فعالیت ها را کنار گذاشت و وقت خود را صرف نویسندگی کرد. پس از جنگ جهانی دوم، به آلمان برگشت و در جریان بازپرسی از هایدگر به اتهام عضویت وی در حزب نازی، به نفع او شهادت داد. در سال های پس از جنگ، رابطه دوستانه ای با یاسپرس و همسرش برقرار کرد. در سال ۱۹۵۰ شهروند ایالات متحده آمریکا شد و از آن پس در دانشگاه های کالیفرنیا، برکلی، پرینستون، ییل و شیکاگوبه تدریس فلسفه پرداخت. در سال ۱۹۵۹ به مقام اولین استاد زن تمام وقت در دانشگاه پرینستون منصوب شد. هانا آرنت در سال ۱۹۷۵ در سن ۶۹ سالگی درگذشت.

هانا آرنت عنوان فیلسوف را نمی پسندید و ترجیح می داد او را نظریه پرداز سیاسی بشناسند. او به طور کلی به عنوان منتقد فلسفه سیاسی غرب مشهور بود و اکثر آثار خود را در شرح و تحلیل رخدادهای تاریخ معاصر، چون جنگ جهانی دوم و ظهور حکومت های توتالیتر در بویژه آلمان و شوروی نوشته است. بنا به درک آرنت، برآمدن حکومت های توتالیتر با مفاهیم پیشین در فلسفه سیاسی امکان پذیر نیست. از این رو نظریه ای بنیادی را درباره توتالیتریسم پیشنهاد کرد و آن را گونه ای تازه از حکومت توصیف کرد که با انواع مشابه دیگر، یعنی حکومت های استبدادی و اقتدار گرا، تفاوت دارد.

مهم ترین آثار آرنت به فهم ماهیت قدرت و کارکردهای آن، تحلیل خشونت و انقلاب می پردازد؛ بنابراین طبیعی است که سه دهه پس از مرگ او، نظریه هایش برای فهم آنچه در جهان می گذرد، اهمیت داشته باشد.

کتابی که اکنون ترجمه آن پیش روی خواننده است، شامل هشت رساله یا به قول نویسنده تمرین است در اندیشه سیاسی. این رساله ها اولین بار در ۱۹۶۱ به شکل کتاب منتشر شد و در سال ۱۹۶۴ با اضافاتی به صورت حاضر انتشار یافت و به چند زبان دیگر ترجمه شد. از آن پس،چاپ های دیگری از این کتاب منتشر شده است، آخرین چاپ توسط انتشارات پنگوئن در سال ۲۰۰۶ صورت گرفت که مبنای این ترجمه است.

ژرف اندیشی های آرنت در مورد جهان مدرن بر پایه دانش گسترده اش از گذشته بنا شده اند و بخشی مهم از فلسفه سیاسی قرن بیستم را تشکیل می دهند. آرنت در «میان گذشته و آینده» درباره مشکلات پیچیده بحرانی بحث می کند که جامعه مدرن با آن روبرو است؛ بحرانی که به این دلیل پدید آمده است که مفاهیم اساسی سنت سیاسی، همچون عدالت، خرد، مسئولیت، فضیلت و افتخار، معنای خود را از دست داده اند.

  • این یادداشت بخشی از مقدمه مترجم بر کتاب «میان گذشته و آینده» است که نشر اختران آن را منتشر ساخته است.